
بخشها
۰:۰۰–۳:۱۷متن نماهنگ خیال
یه بار جون دادی و کوچه به کوچه من برات مردم
خیال با تو بودن رو من امشب زیر گل بردم
چشمام افتاد یه لحظه به لبای خیزرون خورده
دیدم دندون نداری و چقدر مشت از خودم خوردم
ازت دلخون گذشتم
گرسنه دیدمت از نون گذشتم
ازت دلخون گذشتم
منم مثل تو از دندون گذشتم
صورت نگو یک کاسه خون
به جای من ازت بوسه گرفت خیزرون
امشب شب جون دادنه
چه زخمی سری که روبروی منه
نمیگیره نمیگیره نمیگیره کسی جاتو
قدم رنجه کن و امشب بذار رو چشم من
چشمام تاره پاهام زخمه خمیده راه میرم بابا
قضاوت با توئه تو این سفر من پیر شدم
کی بریده حنجرت را
کند بوده خنجرش
حسین وای ...
درباره نماهنگ خیال
شور احساسی در ذکر مصیبت حضرت رقیه(س) و دردِ دل جانسوز با سر مطهر سیدالشهدا(ع) در خرابهٔ شام. بند اثر با حسرت و دلشکستگی نجوا میکند: «خیالِ با تو بودن رو من امشب زیرِ گِل بردم».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط