
بخشها
۰:۰۰–۳:۰۵متن نماهنگ بیپناه
من آمدم بگم فقط که
یه جوری شرمندهام ازت که
چیزی برا گفتن ندارم
ردم کنی تمومه کارم
فقط بذار به حال زارم
یکم ببارم
میبینی بیتو کم آوردم
هر جا پیشم تو بودی بردم
تو این شلوغیها خودم رو
به تو سپردم
کاشکی کمک کنی که نیمهجونم
کاش همیشه به یاد تو بمونم
کاش یه نماز پشت سرت بخونم
حال دلم رسید به جایی
که انگاری میاد صدایی
صدای فاطمهست که داره
کنار مشک پارهپاره
رو زخم صورت ابالفضل
با گریههاش مرهم میذاره
چه بیقراره
فاطمه زخمهاشو میبنده
دشمن به گریههاش میخنده
تکههای تنش بمیرم
به مویی بنده
حالا یکی عمود به دست رسیده
یکی میگه که دستهاشو بریده
حرمله باز کمونشو کشیده
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.