
شب جمعه بود مادرم میگفت - عبدالرضا هلالی
دانلود شب جمعه بود مادرم میگفت
بخشها
۰:۰۰–۴:۳۴متن مداحی شب جمعه بود مادرم میگفت
شب جمعه بود مادرم میگفت
این نوحه رو بدید مقبل
بنویسه بی حیا قاتل
افتاده شاه در مشکل
عذاب میدن حتی به مرکب هاشون آب میدن
سرت جنگه تشنه سر میبرن که وقت تنگه
شب جمعه بود مادرم میگفت
این روضه رو بدید ریان
بگه از تنه بخون غلطان
عطشان بدتره یا عریان
چه نامردن سخته آب از دشمن طلب کردن
جواب سنگه تشنه سر میبرن که وقت تنگه
شب جمعه بود مادرم میگفت
مادرم میگفت سهم محتشم رو هم بردار
بگه از تنی که شد نی زار
نیزه بدتره یا مسمار
زمین خورده پیرهنت به زیر نیزه چین خورده
پر از سنگه تشنه سر میبرن که وقت تنگه
درباره مداحی شب جمعه بود مادرم میگفت
شب جمعه بود مادرم میگفت این نوحه رو بدید مقتل شب جمعه بود مادرم میگفت این نوحه رو بدید مقتل بنویسه بیحیا قاتل افتاده شاه در مشکل آب میدن حتی به مرکباشون آب میدن آب میدن حتی به مرکباشون آب میدن سرِ جنگه تشنه سر میبُرن آخه وقت تنگه که وقت تنگه شب جمعه بود مادرم میگفت این نوحه رو بدید مقتل بنویسه بیحیا قاتل افتاده شاه در مشکل آب میدن حتی به مرکباشون آب میدن آب میدن حتی به مرکباشون آب میدن سرِ جنگه تشنه سر میبُرن آخه وقت تنگه که وقت تنگه شب جمعه بود مادرم میگفت این روضه رو بدید حیان شب جمعه بود مادرم میگفت این روضه رو به دیان بگو از تن به خونغلتان عطشان، بتر یا حیان کمامردان کمامردان سخت آب از دشمن طلب کردن های کمامردان سخت آب از دشمن طلب کردن جواب، سنگه تشنه سر میبرن که وقت تنگه که وقت تنگه آخ شب جمعه بود مادرم میگفت سهم محتشم رو هم بردن بگو از تنی که شد میزان نیزه، بتر یا نسوان زمین خورده های زمین خورده پیرهنت به زیر نیزه چین خورده زمین خورده پیرهنت به زیر نیزه چین خورده قرآن، سرده تشنه سر میبرن که وقت تنگه که وقت تنگه شب جمعه بود مادرم میگفت این نوحه غروب دهم بود بین یک عده بیحیا، مات افتاده شاه در مشت آب میداد حتی به مرکبهاشان آب میداد پس سر جنگه تشنه سر میبریدند جنگه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط