
بخشها
۰:۰۳–۲:۲۸متن مداحی رفتی و نیستی که ببینی
رفتی و نیستی که ببینی برادرم
هر روز آب میشود از غصه در برم
بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را
گوید مدام زیر لب ای وای مادرم
از لحظه ای که رفتی از خانه تا کنون
شانه نخورده است به گیسوی خواهرم
آیا تو بر حسین جوابی نمیدهی
فکر رباب باش که در بین سلسله است
وقتی می افتاد از سر نی اصغرم
بیا نیمه شب است و قافله در دشت میرود
افتد ز روی ناقه اگر دخترم بیا
درباره مداحی رفتی و نیستی که ببینی
روضهٔ ایام فاطمیه با نوای حمید دادوندی؛ نجواهای سوزناک امام حسین(ع) و غربت فرزندان پس از شهادت مادر. بیت «بر سینهاش گرفته حسن، چادرت را / گوید مدام زیر لب، ای وای مادرم» تصویرگر این داغ جانکاه در مدینه است.
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط