
بخشها
۰:۰۵–۸:۱۲متن مداحی دیده بگشا من علی بیکسم
دیده بگشا، من علیِ بیکسم
گوشهٔ چشمی ز تو باشد بَسَم
خانومم
پرشکسته، اینچنین پرپر مزن
تازیانه بر دل حیدر مزن
فاطمهجان
خانومم
جانِ زهرا، روزِ من را شب نکن
چادرت را بر سرِ زینب نکن
میروی، ای بحرِ عصمت، را عروس
جای من لبهای محسن را ببوس
فردا که محسنم سرِ زانوی من نشست
فردا که محسنم سرِ زانوی من نشست
باید ز هجرِ زینبِ خود، دیده تر کند
من قول میدهم که بیایم به قتلگاه
خود را به پیش سنگ شقاوت سپر کنم
من قول میدهم که بیایم دمِ تنور
شب را کنارِ مویِ سپید تو سر کنم
درباره مداحی دیده بگشا من علی بیکسم
دیده بگشا، من علیِ بیکسم دیده بگشا، من علیِ بیکسم گوشهٔ چشمی ز تو باشد بَسَم خانومم پرشکسته، اینچنین پرپر مزن تازیانه بر دل حیدر مزن فاطمهجان خانومم جانِ زهرا، روزِ من را شب نکن جانِ زهرا، روزِ من را شب [نامفهوم] چادرت را بر سرِ زینب نکن میروی، ای بحرِ عصمت، راهروش جای من لبهای محسن را ببوس فردا که محسنم فردا که محسنم سرِ زانوی من نشست فردا که محسنم سرِ زانوی من نشست باید ز هجرِ زینبِ خود، دیده تر کند گریههاتونو کردید این دو بیتم ببرمتون کربلا مادر مظهر رحمت و عاطفهست تو بدترین حال حواسش به بچههاش هست دید زینب یه جوری داره گریه میکنه حسین یه جوری داره اشک میریزه دید قبل رفتن باید اینارو اول آروم کنه حسینو صدا زد مادر من قول میدهم که بیایم به قتلگاه من قول میدهم که بیایم به قتلگاه خود را به پیش سنگ شقاوت سپر کنم من قول میدهم که بیایم دم تنور من قول میدهم که بیایم دمِ تنور شب را کنارِ مویِ سپیدت به سر کنم فاطمه اومد دید سر رو خاکستر تنوره، صدا زد: اَلا یا بَنی مگر مادر نداری
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط