
تو کوچهها زخمم نمک خورده - حسین سیب سرخی
دانلود تو کوچهها زخمم نمک خورده
بخشها
۰:۰۰–۷:۴۰متن مداحی تو کوچهها زخمم نمک خورده
تو کوچهها زخمم نمک خورده
انگشتر خلقت ترک خورده
درد منو هیچکس نمیفهمه
زهرام جلو چشمام کتک خورده
دستامو از دستت جدا کردن
تو شعله دنبال تو میگردم
جوری زدو جوری زمین خوردم
سنگینی دستاشو حس کردم
دار و ندار زندگیم
چیزی بگو حرفی بزن
خاکی میشه باز چادرت
هر شب تو کابوس حسن
زهرای من زهرای من زهرا
از تو خجالت میکشم
از خاک رو چادرنماز تو
از پا منو میندازه، میدونم
این چشمهای نیمهباز تو
روتو نگیر از من که میمیرم
دنیا بدون تو برام پوچه
انقدر پر از زخمی که حیرونم
از جنگ برگشتی نه از کوچه
دارو و ندار زندگیم
زخمیترین یاس علی
اشکات رو پاک کن فاطمه
گریه نکن، جان علی
زهرای من، زهرای من
پاشو پاک کن اشک زینب رو
پاشو حسینت سرپناه میخواد
خونهخراب میشم بدون تو
پاشو که حیدر تکیهگاه میخواد
واسه حسینت پیرهن دوختی
با دستایی که سرد و بیجونه
پیرهن که جای خود، توی گودال
انگشترم واسش نمیمونه
مادر به سینهش میزنه
شمر اومده بالا سرش
از سوی گودال میبرند
انگشت و با انگشتر
خورشیدِ آبندیده
خدانگهدار
صنوبری که خمیده
خدانگهدار
قرار بعدیِ ما، کربلا
زمانِ غروب
کنارِ رأسِ بریده
هرچه میخواهی تو با جانم بکن
مادرم اینجاست، عریانم مکن
حسین
درباره مداحی تو کوچهها زخمم نمک خورده
تو کوچهها زخمم نمک خورده انگشتر خلقت ترک خورده درد منو هیچکس نمیفهمه زهرام جلو چشمام کتک خورده دستامو از دستت جدا کردن تو شعله دنبال تو میگردم جوری زدو جوری زمین خوردم سنگینی دستاشو حس کردم دار و ندار زندگیم چیزی بگو حرفی بزن دار و ندار زندگیم چیزی بگو حرفی بزن خاکی میشه باز چادرت هر شب تو کابوس حسن زهرای من زهرای من زهرا زهرای من زهرای من زهرا از تو خجالت میکشم لکهٔ شب، زهرا از خاک رو چادرنماز تو از پا منو میندازه، میدونم این چشمهای نیمهباز تو روتو نگیر از من که میمیرم دنیا بدون تو برام پوچه انقدر پر از زخمی که حیرونم از جنگ برگشتی نه از کوچه کارونهدار زندگی زخمیترین یاس علی اشکات رو پاک کن فاطمه گریه نکن، جان علی زهرای من، زهرای من زهرا زهرای من، زهرای من زهرای من زهرای من، زهرای من، زهرا پاشو پاک کن اشک زینب رو پاشو حسینت سرپناه میخواد خونهخراب میشم بدون تو پاشو که حیدر تکیهگاه میخواد واسه حسینت پیرهن دوختی با دستایی که سرد و بیجونه پیرهن که جای خود، توی گودال انگشترم واسش نمیمونه مادر به سینهش میزنه شمر اومده بالا سرش از سوی گودال میبرند انگشت و با انگشتر خورشیدِ آبندیده خدانگهدار صنوبری که خمیده خدانگهدار قرار بعدیِ ما، کربلا زمانِ غروب کنارِ رأسِ بریده هرچه میخواهی تو با جانم بکن مادرم اینجاست، عریانم مکن حسین
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط