
بخشها
۰:۰۰–۱:۵۴متن مداحی بیرمقی و بیحالی
بی رمقی و، بیحالی
پیش چشم مادر میون گودالی
میجنگی با، دست خالی
ارباب من ای بیکفن ای یارالی
ای محروم از، آب فرات
از تشنگی دیگه نمیبینه چشات
ای وای ای وای، خشکه لبات
کشتنت با ذکر و سلام و صلوات
خورده بهم نظم تنت
خسته شدن، اما هنوز میزدنت
غرقه به خونِ دهنت
رد میشدن با مرکب از رو بدنت
از سرشون زیاد بودی، کمت کردن
بعدِ سه روز دهاتیا جمعت کردن
درباره مداحی بیرمقی و بیحالی
بیرمقی و بیحالی ارباب من، ای بیکفن، ای یار عالی میجنگی با دست خالی ارباب من، ای بیکفن، ای یار عالی ای محروم از آب فرات از تشنگی دیگه نمیبینه چشات ای وای، ای وای، خشکه لبات کشتنت با ذکر و سلام و صلوات خورده به هم نظم تنت اباعبدالله خسته شدن، اما هنوز میزدنت غرقه به خونِ دهنت رد میشدن با مرکب از رو بدنت از سرشون زیاد بودی، کمت کردن کمت کردن، کمت کردن بعدِ سه روز دهاتیا جمعت کردن
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.