
بخشها
۰:۰۰–۱:۲۵متن مداحی بچه بودیم و در کوچهمان
بچه بودیم و در کوچه مان
یک حسینیه ساختیم شبی
سقف آن بود چادر مادر
آجرش چند قوطی حلبی
بهترین روزهای عمرم بود
نه دروغی نه کبر نه غضبی
کام من شد به خاک تو شیرین
تربت کربلا مگر رطبی
دل من لک زده برای حرم
یک زیارت مرا نمیطلبی
شاید این گریه های آخر است
بسته است عمر آدمی به تبی
بین گودال ماجرایی بود
تو پر از زخم و قاتلت عصبی
درباره مداحی بچه بودیم و در کوچهمان
شعرخوانی احساسی با مرور خاطرات هیئتهای کودکانه و اشتیاق زیارت حرم امام حسین(ع). «بچه بودیم و در کوچهمان، یک حسینیه ساختیم شبی».
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط