
بخشها
۰:۰۱–۱۲:۱۵متن مداحی ای خانوم علی
ای خانوم علی
خوب میدونی که چقدر مظلومه علی
چرا از دیدن تو محرومه علی
ای خانوم علی
آه چشماتو نبند
یه بار دیگه به روی حیدر بخند
دستت از زمین نمیشه دیگه بلند
آه چشماتو نبند
صورتت کبود شده
اما به من ندادی نشون
ای بانوی قدکمون
وا اماه وا اماه وا اماه ...
وای، خونی پیکره
همه چی زیر سر اون میخ دره
درد دندههای پهلو ولی بیشتره
آه، بین بستره
تا میخواد پا بشه
خودشو روی زمین هر بار میکشه
مثل پیرزنها دست به دیوار میشه
تا میخواد پاشه
خیلی حالش بده
عمرش کم شده مادرم
یا اُمّاه
وای بین کوچهها
یه نفر رو میزدن چهل تا بیحیا
مسیر روضه میره سمت کربلا
آه از کربلا
آه بین قتلگاه
پسر فاطمه رو کشتن بیگناه
از رو پیکر حسین رد شد یک سپاه
آه از کربلا
آه از کربلا
زینب به سرزنان
سوی قتلگاه میدوه
صدای مادر و میشنوه
بُنَیَّ
قَتَلوکَ عَطشانا
بُنَیَّ
ذَبَحوکَ عُریانا
ریان ابن شبیب
جد ما رو غریبگیر آوردن
ریان ابن شبیب
آب و واسه حبیب دیر آوردن
تو شیب گودال سرازیر شد، حسین پیر شد
آخر گودال زمینگیر شد، حسین پیر شد
بُنَیَّ
قَتَلوکَ عَطشانا
آبِت ندادن
غریبگیر آوردن
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید
قتلگاه نگو که غوغا بود
سر پیراهنت دعوا بود
کاش مادر نبود در گودال
از بدِ روزگار اما بود
روسیاهی زیاد هم بد نیست
در زمستان به کار میآید
بدم اما همیشه اربابم
با غلامش کنار میآید
حسین رحمتالله
کیسه را پر کرد
اینچه لطفیست مرا بیسر و پایی برسان
بدم اما
گریهکنهای تو هم سایهٔ زهرا هستند
بگذارید فقط روز جزایی برسان
ای که عمریست راهپیمایی
بهسوی دیده، هر نفس، راهیست
لیک آنگونه میروند
که قافلهاش
ساعتی اشکی و دمی آهیست
منزلش آرزوی شاهی نیست
سرِ سست نالهٔ شبانگاهی نیست
ای که هر درگهیات سجدهگه است
دردِ دلِ بیگناه، درگاهی نیست
بد و خوبِ مرا تو میسنجن
گرچه کوهی اگر پرِ کاهی نیست
در پی کاروانِ آز مرو
که در این ره به هر قدم چاهیست
آخرین بیت
قصه تلخیاش دراز مکن
زندگی روزگار کوتاهیست
درباره مداحی ای خانوم علی
ای خانوم علی خوب میدونی که چقدر مظلومه علی چرا از دیدن تو محرومه علی ای خانوم علی آه چشماتو نبند یه بار دیگه به روی حیدر بخند دستت از زمین نمیشه دیگه بلند آه چشماتو نبند صورتت کبود شده اما به من ندادی نشون ای بانوی قدکمون ای بانوی قدکمون وای، خونی پیکره همه چی زیر سر اون میخ دره وای، خونی پیکره همه چی زیر سر اون میخ دره درد دندههای پهلو ولی بیشتره آه، بین بستره تا میخواد پا بشه خودشو روی زمین هر بار میکشه تا میخواد پا بشه خودشو چادر رو رو زمین هر بار میکشه مثل پیرزنها دست به دیوار میشه تا میخواد پاشه خیلی حالش بده قدش خم شده مادرم عمرش کم شده مادرم عمرش کم شده مادرم یا اُمّاه وای بین کوچهها وای بین کوچهها یه نفر رو میزدن چهل تا بیحیا وای بین کوچهها یه نفر رو میزدن چهل تا بیحیا مسیر روضه میره سمت کربلا آه از کربلا آه بین قتلگاه پسر فاطمه رو کشتن بیگناه آه بین قتلگاه پسر فاطمه رو کشتن بیگناه از رو پیکر حسین رد شد یک سپاه آه از کربلا آه از کربلا زینب به سرزنان سوی قتلگاه میدوه صدای مادر و میشنوه صدای مادر و میشنوه بُنَیَّ قَتَلوکَ عَطشانا بُنَیَّ ذَبَحوکَ عُریانا ریان ابن شبیب جد ما رو غریبگیر آوردن ریان ابن شبیب آب و واسه حبیب گیر آوردن آب و واسه حبیب دیر آوردن تو شیب گودال سرازیر شد، حسین پیر شد آخر گودال زمینگیر شد، حسین پیر شد بُنَیَّ قَتَلوکَ عَطشانا آبِت ندادن غریبگیر آوردن بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا حسین قتلگاه نگو که غوغا بود سر پیراهنت دعوا بود کاش مادر نبود در گودال از بدِ روزگار اما بود روسیاهی زیاد هم بد نیست در زمستان به کار میآید بدم اما همیشه اربابم با غلامش کنار میآید بدم اما همیشه اربابم با غلامش کنار میآید حسین رحمتالله نه اصلاً نه اصلاً کیسه را پر کرد اینچه لطفیست مرا بیسر و پایی برسان بده اما گریهکنهای تو هم سایهٔ زهرا هستند بگذارید فقط روز جزایی برسان ای که عمریست راهپیمایی ای که عمریست راهپیمایی بهسوی دیده، هر نفس، راهیست لیک آنگونه میروند که قافلهاش ساعتی اشکی و دمی آهیست منزلش آرزوی شاهی نیست سرِ سست نالهٔ شبانگاهی نیست ای که هر درگهیات سجدهگه است دردِ دلِ بیگناه، درگاهی نیست بد و خوبِ مرا تو میسنجی گرچه کوهی اگر پرِ کاهی نیست در پی کاروانِ آز مرو که در این ره به هر قدم چاهیست آخرین بیت قصه تلخیاش دراز مکن زندگی روزگار کوتاهیست قصه تلخیاش دراز مکن زندگی روزگار کوتاه
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط