
بخشها
۰:۰۰–۵:۴۲متن مداحی اسم تو برکت بارونه علی
اسمت تو برکت بارونه علی
آره هر مأذنه میخونه علی
ناخودآگاه که میرسم نجف
سجده میکنم به ایوون علی
شیعه خونواده و بابا تو
کی میخواد بگیره اصلاً جاتو؟
تو غدیر خم همه فهمیدن
لا امیرالمومنین الّا تو
حضرت ماهه علی، اسدالله علی
آره من قنبرشم راه منه راه علی
بشنو این روایتو که از امام صادقه
لعنت خدا میشه شامل بدخواه علی
ای جانا
بیرق تو تا همیشه مانا
سلطانا
شأن آیه آیهی قرآنا
یا حیدر
ما فقط به تو میگیم مولانا
اون که توی هر غضه
بازوی پیمبر بود
وقتی میدیدش قنبر
مات و متحیر بود
دربی که چهل تا مرد
باز و بسته میکردن
دیدن همه تو خیبر
رو دستای حیدر بود
مرد مصاف علی
عین و شین و قاف علی
دور سر تو زهرا
کرده طواف علی
کعبه به احترامت
خورده شکاف علی
لعنت به هر کی داره
با تو اختلاف علی
ناشناسی که به تاریکی شب
میبرد شام یتیمان عرب
عشق بازی که هم آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر
شهسواری که به برق شمشیر
در دل شب بشکافد دل شیر
شاهبازی که به بال و پر راز
میکند در ابدیت پرواز
پادشاهی همه شب برقع پوش
میکشد بار یتیمان بر دوش
میزند از لب او کاسهی شیر
میکند چشم اشارت به اسیر
اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست
در جهانی همه شور و همه شر
یا علی بشر کیف بشر
شب روان مست ولای تو
جان عالم به فدای تو
درباره مداحی اسم تو برکت بارونه علی
اسم تو برکت بارونه علی آره هر مأذنه میخونه علی ناخودآگاه که میرسم نجف سجده میکنم به ایوون علی شیعهخانواده و باباتو کی میخواد بگیره اصلاً جاتو؟ تو غدیر خم همه فهمیدن لا امیرالمؤمنین الا تو حضرت ماه علی اسدالله علی آره من قنبرشم، راهِ منه، راه علی بشنو این روایاتو که از امامِ صادقه لعنت خدا میشه شامل بدخواه علی ای جانا بیرق تو تا همیشه مانا سلطانا شأن آیهآیهٔ قرآنا یا حیدر ما فقط به تو میگیم مولانا اونکه تو هر غزوه بازوی پیمبر بود وقتی میدیدش قنبر مات و متحیر بود دربی که چهل تا مرد باز و بسته میکردن دیدن همه تو خیبر رو دستای حیدر بود مرد مصاف علی عین و شین و قاف علی دور سر تو زهرا کرده طواف علی کعبه به احترامت خورده شکاف علی لعنت به هرکی داره با تو اختلاف علی علی علی علی علی حبه جنة قسیم النار والجنة وصی المصطفی حقا امام الانس والجنة یا ظاهر العدوه و یا بانی البلیه ضیغم المهمهمه و یا ناصر النبی کاتب الکتائب و یا قاتل الغویه مظهر العجائب و یا مرتضی علی علی آن شناسی که به تاریکی شب میبرد شام یتیمان عرب عشقبازی که همآغوش خطر خفت در خوابگه پیغمبر شهسواری که به برق شمشیر در دل شب بشکافد دل شیر شاهبازی که به بال و پر راز میکند در ابدیت پرواز پادشاهی همه شب برقعپوش میکشد بار یتیمان بر دوش میزند پس لب او کاسهٔ شیر میکند چشم اشارت به اسیر چه اسیری که همو قاتل اوست تو خدایی مگر ای دشمندوست در جهانی همه شور و همه شر ها علیٌ بشرٌ کیف بشر شب روان مست ولای تو جان عالم به فدای تو
نظرات
اولین نظر را شما بنویسید.
نظرتان بعد از تأیید همینجا دیده میشود.
فهرستهای مرتبط